جمال الدين محمد الخوانساري
55
شرح احاديث طينت ( فارسى )
كذب او ظاهر باشد ، چه هرگاه در آن وقت عقل هم حكم به آن نكند ، بعد از آن اگر اغراض فاسده نباشد چرا حكم نكند ، و ظهور كذب ايشان بر ملائكه و انبياء و اوصيا عليهم السلام باشد كه بر آن اقرار مطلع باشند يا بر گويندهء آن نيز حجت تمام شود بعد از كذب او بعد از شهادت ايشان بر آن حكايت . و گاه باشد كه آن واقعه در قيامت به ياد همهء ايشان بيايد ، چنان كه در بعضى احاديث اشعارى به آن شده ، و بر همه كس به عنوانى ظاهر شود كه با وجود آن هيچكسى اين حرف را نتواند گفت . و اگرچه نصب دلائل عقليه و ارسال انبيا و رسل با معجزات ظاهره باهره كه حقتعالى فرموده كافى است در ابطال آن عذر ، نهايت اين معنى نيز مؤكّد آنها باشد و باعث اين شود كه در اصل اين عذر نتواند گفت . و امّا آنچه بعد از اين فرمودهاند : " أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ " ، يعنى يا اينكه بگوئيد شما كه بدرستى كه شرك نياورند مگر پدران ما قبل از اين و بوديم ما نسلى بعد از ايشان ، آيا پس هلاك مىگردانى ما را به سبب آنچه كردند آنان كه بر باطل بودند ؟ ! پس ظاهر اين است كه مراد به آن اين باشد كه ما چنين كرديم تا شما يكى از اين دو عذر را نگوئيد و حاصل عذر دويم اين باشد كه : ما تقليد پدران خود كرديم و تقصير در اين باب نداريم ، تقصير از پدران ما است . آيا ما را عذاب مىكنى به سبب تقصير ايشان كه بر باطل بودند . و مانع شدن آن واقعه از گفتن آن عذر شايد به اعتبار اين باشد كه هرگاه پروردگارى حقتعالى عزّ و جلّ شأنه به مرتبهاى ظاهر باشد كه ايشان در آن وقت كه در قالب مورچهها بودند اقرار به آن نمودند . پس ظاهر است كه انكار آن به مجرّد تقليد پدران تقصيرى است عظيم از ايشان ، پس آن عذرى از براى ايشان نشود . و اگر كلام بر تمثيل و تخييل حمل شود توجيه تتمهء آيهء شريفه ظاهر است ، يعنى نصب دلايل و امارات از براى شما كرديم كه مبادا شما بگوئيد كه : ما از اين غافل و بى خبر بوديم و اين معنى بر ما ظاهر نبود ، يا اينكه بگوئيد : بر ما اين معنى ظاهر نبود ، پس ما تقليد پدران خود كرديم و تقصيرى در آن